به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، زمانی که یک زیرساخت با هدفی نظامی مورد حمله قرار میگیرد، میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد؛ پیامدهایی که محیط زیست، سلامت مردم و زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهد.
حمله به مخازن سوخت اطراف تهران از جمله مواردی است که به گفته آرمان خورسند رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیط زیست، باید آثار گسترده زیستمحیطی آن در کنار ابعاد نظامی مورد بررسی قرار گیرد.
او معتقد است بخشی از حملات انجامشده در روزهای نخست جنگ، صرفاً با هدف نظامی دنبال نمیشد و ایجاد هراس عمومی و فشار بر جامعه نیز در طراحی این حملات مورد توجه بوده است.
تسنیم: چه میزان از خسارتهای محیط زیستی ناشی از جنگ، حاصل حملات مستقیم و هدفمند به محیط زیست بوده است؟ آیا مواردی وجود داشته که هدف نظامی مشخصی نداشته اما به دلیل آثار محیط زیستی مورد حمله قرار گرفته باشد؟
ما موارد متعددی از حمله به ساختمانها و مراکز محیط زیست داشتیم؛ چه ساختمانهای سازمان و مراکز محیطبانی و چه آسیبهایی که به مناطق حفاظتشده وارد شده است.
برای مثال، ساختمان محیطبانی مورد حمله قرار گرفت و خانواده محیطبان آنجا به شهادت رسیدند. اینها موارد مشخصی است که مستقیماً به مجموعه محیط زیست و نیروهای ما آسیب وارد کرده است.
اما بخشی از خسارتهای محیط زیستی، ناشی از حمله به اهدافی بوده که شاید در ظاهر هدف محیط زیستی محسوب نمیشوند، اما مهاجم میدانسته که حمله به آن هدف چه تبعات محیط زیستی گستردهای ایجاد خواهد کرد.
یکی از نمونههای روشن آن، حمله به مخازن سوخت در اطراف تهران بود. وقتی شما به یک مخزن یا مجموعهای از مخازن سوخت اطراف تهران حمله میکنید، فقط یک تأسیسات را هدف قرار ندادهاید؛ شما حجم بسیار زیادی از سوخت را وارد محیط میکنید و دود و آلایندههای ناشی از سوختن آن میتواند یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد.
این حمله عملاً میتوانست یک شهر 12 میلیونی را برای روزها زیر دود و آلودگی قرار دهد و شرایط را برای ساکنان آن غیرقابل تحمل و حتی غیرقابل زیست کند.
من واقعاً یکی از معجزات بزرگی که خودم در این جنگ دیدم، همین بود که با وجود چنین حملاتی و چنین حجم عظیمی از آلودگی، کشور توانست شرایط را مدیریت کند. وقتی شما چنین زیرساختی را هدف قرار میدهید، باید بدانید که آثار آن صرفاً نظامی نیست و تبعات بسیار گستردهای برای محیط زیست و سلامت مردم دارد.
تسنیم: یعنی حمله به مخازن سوخت را میتوان از مصادیق حملاتی دانست که تبعات محیط زیستی آن از خود هدف نظامی فراتر رفته است؟
بله، قطعاً. اینکه شما به یک مخزن سوخت حمله کنید، یعنی حجم بسیار زیادی از مواد آلاینده را وارد هوا کنید. وقتی این اتفاق در نزدیکی یک شهر بزرگ رخ میدهد، آثار آن مستقیماً متوجه مردم و محیط زیست میشود.
اما موضوع فقط این نیست. ما حملات دیگری هم داشتیم که از نظر محیط زیستی بسیار مهم هستند؛ از جمله حمله به سایتهای هستهای صلحآمیز و فعال کشور.
حمله به یک سایت هستهای صلحآمیز و فعال، جنایت روشن جنگی است. هیچکس اجازه ندارد به چنین تأسیساتی حمله کند. این موضوع حتی فارغ از بحث محیط زیست، از منظر قواعد و حداقلهای انسانی نیز موضوع بسیار مهمی است.
من یک بار در همان دوران جنگ هم گفتم که ما دیگر حتی درباره قواعد درگیری مسلحانه صحبت نمیکنیم؛ چون حداقلهای شرافت و استانداردهای انسانی هم اگر ملاک قرار بگیرد، باز شاهد چنین رفتارهایی هستیم.
تسنیم: آیا حملات به مناطق و تأسیسات محیط زیستی از همان روزهای نخست جنگ، هدفمند و از پیش برنامهریزیشده بود؟
بخش قابل توجهی از حملات روز اول با برنامهریزی انجام شد. در کنار حملاتی که ابعاد بسیار گستردهای داشت، مواردی هم وجود داشت که شاید به دلیل شدت و بزرگی سایر جنایات کمتر دیده شد.
برای مثال، حادثه لامرد در سایه جنایت عظیم میناب آنچنان که باید دیده نشد.
حمله به میناب و لامرد و نوع سلاحهایی که در این حملات استفاده شد، به نظر من باید بسیار جدیتر مورد توجه قرار بگیرد. بهخصوص درباره لامرد، معتقدم باید پرونده این حمله بسیار بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
آنچه در میناب و لامرد اتفاق افتاد، صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ از منظر ما، بخشی از یک عملیات وحشتافکنی و ایجاد هراس عمومی بود؛ اقدامی برای ایجاد یک «پنیک» جمعی در کشور.
یعنی طرف مقابل میخواست این پیام را منتقل کند که هیچ حد و مرزی برای اقداماتش قائل نیست؛ از سلاحهای ممنوعه استفاده میکند، به مدرسه و کودکان حمله میکند و حتی رهبر 86 ساله کشور را به همراه اعضای خانواده هدف قرار میدهد.
اگر منطق عملیاتی آنها را در روزهای نخست جنگ بررسی کنیم، به نظر میرسد هدف، ایجاد ترس و وحشت گسترده و در نهایت فروپاشی کشور بود. البته به اهداف کثیف خودشان نرسیدند و مردم و کشور ایستادند.
اما میخواهم روی یک نکته تأکید کنم؛ وقتی با چنین رفتارهایی مواجه هستیم، دیگر صحبت کردن از کنوانسیونهای جنگی و قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی برای من حتی یک مرحله بعد از مسئله است.
حداقلهای شرافت انسانی باید رعایت شود. رفتاری که ما در این جنگ شاهد آن بودیم، حتی از آنچه در چارچوب قواعد جنگی انتظار میرود نیز فراتر رفته است.
تسنیم: بنابراین آیا میتوان گفت بخشی از خسارتهای محیط زیستی جنگ، نتیجه مستقیم حملاتی بوده که با وجود داشتن هدف نظامی، مهاجم نسبت به تبعات گسترده زیستمحیطی آن آگاه بوده است؟
بله، دقیقاً. ما باید میان حملهای که ممکن است در جریان یک عملیات نظامی، به شکل ناخواسته تبعات محیط زیستی ایجاد کند و حملهای که به هدفی انجام میشود که مهاجم میداند تخریب آن چه آثار گستردهای بر محیط زیست و زندگی مردم خواهد داشت، تفاوت قائل شویم.
وقتی شما مخزن سوخت را در نزدیکی یک کلانشهر هدف قرار میدهید، وقتی به تأسیسات حساس و صلحآمیز هستهای حمله میکنید یا وقتی به مناطق و تأسیسات محیط زیستی و مناطق حفاظتشده آسیب میزنید، نمیتوان آثار محیط زیستی این اقدامات را نادیده گرفت.
این موارد باید هم از نظر حقوقی و هم از نظر علمی مستند شوند و در پرونده خسارتهای محیط زیستی جنگ قرار بگیرند. واقعیت این است که ما در این جنگ با طرفی مواجه بودیم که حتی اگر حداقلهای رفتار انسانی و قواعدی را که خودشان در مجامع بینالمللی درباره آن صحبت میکنند، ملاک قرار دهیم، باز شاهد سقوط بسیار عجیبی در سطح رفتار بودیم.
چنین رفتاری حتی در طبیعت هم از بسیاری از موجودات سر نمیزند؛ اما ما با چنین سطحی از خشونت و بیرحمی مواجه شدیم.
انتهای پیام/