خبرگزاری مهر- گروه استانها، عاطفه وفائیان؛ عملیات «طوفان الاقصی» به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر، معادلات قدرت نرم، الگوهای اتحاد منطقهای و مبانی حقوقی نظم بینالملل را دستخوش تغییری بنیادین کرد. این قیام که از بطن تشکیلات مردمی برآمده بود، در شرایطی صورت گرفت که مسئله فلسطین در عرصه بینالمللی به حاشیه رانده شده و برخی کشورهای منطقه با پیمانهای عادیسازی، عملاً در پی حذف آرمان فلسطین و دفن آن در سایه دیپلماسی بودند. با این عملیات پیشدستانه، توطئه مذکور خنثی شد و بار دیگر مظلومیت فلسطین به کانون توجه افکار عمومی جهان بازگشت.
پیش از این رویداد، تصویر دیرینه و روایی که غرب از شرایط منطقه ارائه میداد، سعی در تقلیل مسئله فلسطین به یک بحران مقطعی یا صرفاً عربی داشت، اما «طوفان الاقصی» انحصار این روایت را در هم شکست. واکنشهای وحشیانه و نسلکشی آشکار در غزه، پرده از درندهخویی پنهان برداشت و شکافی عمیق در افکار عمومی جهانی ایجاد کرد؛ به گونهای که بر اساس دادههای معتبر، دیدگاههای منفی نسبت به رژیم صهیونیستی در جوامع غربی به شکلی بیسابقه افزایش یافته.
درس اصلی این حماسه برای ساختار جهانی، اثبات این حقیقت است که مقاومت مبتنی بر حق تعیین سرنوشت، حتی در برابر قدرتمندترین اتحادهای نظامی، قادر به تغییر معادلات است. برای تبدیل این دستاوردهای میدانی و سیاسی به یک پیروزی پایدار، تداوم فشار حقوقی، گسترش اجماع دیپلماتیک در جنوب جهانی، و ارتقای دیپلماسی رسانهای از سطح واکنشگرایی به روایتسازی فعال و فراگیر، ضرورتی اجتنابناپذیر است تا در افق آینده، این تفکر نهادینهشده، تحولات شگفتانگیزی را در نظام بینالملل و در راستای پایان اشغالگری رقم بزند.
عملیات طوفانالاقصی توطئه «پیمان ابراهیم» را خنثی کرد
حسن فیروزشاهیان، دبیر جبهه احزاب سیاسی حامی مقاومت و فلسطین در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به سلسله نشستهای تولیدی با فعالان سیاسی از طیفهای مختلف در خصوص تقویت نقشآفرینی احزاب در حمایت از فلسطین، به واکاوی رویکردهای گوناگون نسبت به عملیات ۷ اکتبر پرداخت و اظهار کرد: در گفتگوها و مقالات فعالان سیاسی، با چندین نگاه متفاوت مواجه شدیم. برخی با نگاهی بدبینانه، این عملیات را طراحی خود اسرائیل و مقدمهای برای حملات بعدی به غزه میدانستند، در حالی که نگاه دیگری نیز با رویکردی انتقادی نسبت به واکنشهای حمایتی جمهوری اسلامی، این اقدام را بستری برای ایجاد مشروعیت جهانی جهت جنایات رژیم صهیونیستی تلقی میکرد.
دبیر جبهه احزاب سیاسی حامی مقاومت و فلسطین در تبیین تحلیل صحیح و مبتنی بر مواضع رسمی جمهوری اسلامی، تصریح کرد: واقعیت این است که این قیام، برخاسته از بطن مردم و تشکیلات مردمی حماس بود. رژیم صهیونیستی از طریق «پیمان ابراهیم» و با همراهی برخی کشورهای خودفروخته عربی، در پی آن بود که با ظاهر برقراری روابط دیپلماتیک و به رسمیت شناختن دوجانبه، مسئله آرمان فلسطین را به طور کامل کنار بگذارد. آنها قصد داشتند با اقدامات تدریجی از کندن معبد سلیمان گرفته تا هتک حرمت مسجدالاقصی مسئله را به فراموشی بسپارند که حماس با یک حمله پیشدستانه، این توطئه را خنثی کرد و دوباره مظلومیت فلسطین را به کانون توجه جهانیان بازگرداند؛ موجی که امروز شاهد آن هستیم و مقدمه ظهور خواهد بود انشاءالله.
وی در پاسخ به این شبهه که عملیات ۷ اکتبر منجر به ترور فرماندهان مقاومت شد، گفت: این ایده از اساس باطل است. ترور فرماندهان مقاومت، پروژهای است که از سالها پیش در دستور کار دولت صهیونیستمحور آمریکا و اسرائیل بوده است. ترور سردار حاج قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۸، زمانی رخ داد که هنوز عملیات ۷ اکتبر شکل نگرفته بود. این نشان میدهد که ترور رهبران مقاومت همواره جزو برنامههای ثابت آنها بوده و رخدادهای اخیر، تنها بخشی از زنجیره جنایات آنهاست.
فیروزشاهیان با تأکید بر ضعف نهادهای فرهنگی در جهاد تبیین، خاطرنشان کرد: ما باید اهمیت مسئله فلسطین را با کار فرهنگی مناسب به عامه مردم، یادآوری کنیم. اگر بازخوانی تاریخی آنچه در دهههای گذشته بر سر غزه و لبنان آمده است به درستی انجام میشد، امروز هیچ کسی تحت تأثیر رسانههای بینالمللی قرار نمیگرفت که تصور کند سربازان مزدور آمریکا و اسرائیل، پیامآور آزادی هستند. این کمکاری در گرامیداشت مناسبتها و بازخوانیهای تاریخی، خلأیی است که باید با جدیت به آن پرداخته شود.
طوفان الاقصی؛ بیداری افکار عمومی علیه رژیم صهیونیستی
زینب اصغریان، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه بینالملل در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تحولات پس از عملیات «طوفان الاقصی» اظهار کرد: این رویداد صرفاً یک عملیات نظامی نبوده، بلکه نقطه عطفی معرفتشناختی در بازتعریف مفاهیمی چون مظلومیت، مقاومت و مشروعیت در گفتمان جهانی است. «طوفان الاقصی» با شکستن انحصار روایت غربی، معادلات قدرت نرم، الگوهای اتحاد منطقهای و مبانی حقوقی نظم بینالملل را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است.
استاد دانشگاه و کارشناس حوزه بینالملل بیان کرد: رهبر شهید انقلاب در ۱۸ مهر ۱۴۰۲، تنها یازده روز پس از این عملیات، آن را «شکستی غیرقابل ترمیم» برای رژیم صهیونیستی خواندند و تأکید کردند که «این بلا را عملکرد خود صهیونیستها بر سرشان آورد. وقتی ظلم و جنایت از حد گذشت، وقتی درندهخویی به نهایت رسید، باید منتظر طوفان بود».
وی در بخش دیگری از تحلیل خود به تحول در روایتگری و جهانیشدن مسئله فلسطین پرداخت و گفت: پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، غرب میکوشید مسئله فلسطین را به بحرانی مقطعی یا صرفاً عربی تقلیل دهد، اما «طوفان الاقصی» شکافی عمیق در تصویر دیرینه اسرائیل در افکار عمومی جهانی ایجاد کرد.
اصغریان با استناد به نظرسنجی Pew Research Center که بین ۲۳ تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶ با ۳,۵۰۷ بزرگسال آمریکایی انجام شد، خاطرنشان کرد: ۶۰٪ آمریکاییها دیدگاه نامطلوب نسبت به اسرائیل دارند که از ۵۳٪ در بهار ۲۰۲۵ و ۴۲٪ در ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این روند در میان دموکراتها به ۸۰٪ رسیده و ۵۹٪ آمریکاییها اعتماد خود به نتانیاهو را از دست دادهاند. همچنین تحلیل Brookings Institution در اوت ۲۰۲۵ نشان میدهد ۴۵٪ رأیدهندگان آمریکایی معتقدند اسرائیل در غزه مرتکب «نسلکشی» میشود (در مقابل ۳۱٪ مخالف) و ۸۴٪ خواهان آتشبس فوری هستند.
استاد دانشگاه و کارشناس حوزه بینالملل با اشاره به پیوند راهبردی محور مقاومت اظهار کرد: عملیات طوفان الاقصی با پشتیبانی حزبالله، انصارالله یمن و گروههای مقاومت عراق ذیل راهبرد «وحدت میدانها» شکل گرفت.
وی به سخنان رهبر شهید انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ در مراسم سیوپنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی استناد کرد که رهبر شهید تأکید فرمودند: «عملیّات طوفانالاقصیٰ یک ضربهای بود که قابل جبران نیست و رژیم صهیونیستی را در یک مسیری قرار داده است که انتهای آن مسیر جز اضمحلال و نابودی چیز دیگری نیست.»
اصغریان بیان کرد: این پیوند راهبردی، قدرت چانهزنی سیاسی و میدانی مقاومت را در معادلات منطقهای تثبیت کرده است.
استاد دانشگاه و کارشناس حوزه بینالملل در تشریح تقویت دیپلماسی رسانهای ایران و بهبود جایگاه در افکار عمومی عرب بیان کرد: دادههای Arab Barometer نشان میدهد محبوبیت ایران در جهان عرب پس از طوفان الاقصی دستخوش تحولی بیسابقه شده است. به گزارش ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ این نهاد اشاره کرد که بر اساس آن، ۸۴٪ از شهروندان موریتانی-کشوری سنیمذهب و بیش از ۳۰۰۰ مایل دورتر از ایران دیدگاه مطلوب نسبت به ایران دارند.
وی افزود: این رقم از محبوبیت ترکیه (۷۹٪)، قطر (۷۳٪) و عربستان سعودی (۷۰٪) نیز بالاتر است و بسیار فراتر از ایالات متحده (۲۰٪)، فرانسه (۳۴٪) و آلمان (۲۵٪) قرار میگیرد.
اصغریان با بیان اینکه تحلیلگران عرب اذعان میکنند ایران «تا حد زیادی در مدیریت کمپین رسانهای و روانی خود در منطقه عربی موفق بوده و توانسته بخش بزرگی از مخاطبان غیرشیعی را متقاعد کند که از آرمانهای امت عربی دفاع میکند»، افزود: این موفقیت مرهون ترکیبی از دیپلماسی رسانهای داخلی و خارجی، حضور فعال در شبکههای اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان تحلیلی چندزبانه است. البته راهبرد رسانهای ایران باید از واکنشگرایی به روایتسازی فعال، از تمرکز بر مخاطب شیعی به تعامل فراگیر با افکار عمومی سنی، و از ابزارهای سنتی به دیپلماسی دیجیتال هوشمند ارتقا یابد.
این کارشناس ارشد حوزه بینالملل در خصوص تأثیر این تحولات بر پروژه عادیسازی و پیمان ابراهیم گفت: پیمان ابراهیم که پیش از جنگ با میانجیگری آمریکا در حال گسترش به عربستان سعودی بود، پس از طوفان الاقصی با توقف عملی مواجه شد. مقیاس تلفات و ویرانی غزه، عادیسازی با اسرائیل را در جهان عرب «از نظر سیاسی سمی» کرد.
وی به تحلیل ژوئن ۲۰۲۶ مرکز Carnegie Endowment for International Peace استناد کرد و گفت: این تحلیل نشان میدهد راهحل دوکشوری طی دههها بهجای یک «طرح مشخص»، به یک «افسانه» تبدیل شده و ادامه وضعیت موجود، «آپارتاید را به یک خطر کنونی» بدل کرده است؛ «آپارتاید یک خطر آینده نیست. واقعیت حاکم بر فلسطینیان است».
طوفانالاقصی؛ بازگشت آرمان فلسطین به کانون توجه افکار عمومی جهان
الهام صباغ، کارشناس حوزه روابط بینالملل و پژوهشگر سیاسی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فرارسیدن سالروز عملیات طوفانالاقصی و حماسه مقاومت فلسطین، به بررسی اثرات راهبردی و بینالمللی این رویداد پرداخت و اظهار کرد: عملیات طوفانالاقصی در برههای حساس رخ داد؛ زمانی که مسئله فلسطین در عرصه بینالمللی عملاً رو به فراموشی نهاده بود و رژیم صهیونیستی با گسترش تجاوزات خود تلاش میکرد تا نهتنها غزه و کرانه باختری، بلکه خاک مناطق پیرامونی را نیز ضمیمه قلمرو خود کند.
کارشناس حوزه روابط بینالملل و پژوهشگر سیاسی افزود: در شرایطی که توافق ابراهیم و روند عادیسازی روابط کشورهای بزرگ عربی با اسرائیل در آستانه نهاییشدن بود و آرمان فلسطین در مسیر محو کامل قرار داشت، مقاومت دست به این اقدام زد تا مسئله فلسطین را مجدداً به متن توجه دنیا بازگرداند.
وی بیان کرد: پاسخ رژیم صهیونیستی به این حرکت، تهاجمی وحشیانه، نسلکشی آشکار و هدف قرار دادن همهجانبه زیرساختها بود. در اثر این جنایات بیش از ۷۴ هزار نفر که عمده آنان زنان و کودکان بودند به شهادت رسیدند که در میان آنها بیش از ۲۱ هزار کودک به چشم میخورد. همچنین قریب به ۱۸۰ هزار نفر مجروح شدند و بیش از ۸۴ درصد ساختمانها و نزدیک به ۱۰۰ درصد زیرساختهای حیاتی غزه تخریب شد؛ امری که جمعیت یک و نیم میلیونی ساکن در این منطقه را با بحران حاد آب آشامیدنی، قحطی و آوارگی روبهرو ساخت.
صباغ با تبیین دستاوردهای راهبردی مقاومت در برابر این هزینههای سنگین بیان کرد: مهمترین رخداد در صحنه جهانی، بیداری ملتها و خروج مسئله فلسطین از چارچوب قراردادهای نمادین دولتها بود. فشار افکار عمومی در دنیا به قدری افزایش یافت که موجی بیسابقه از شناسایی رسمی و قانونی کشور فلسطین در پارلمانهای اروپایی و غربی از جمله در اسپانیا، ایرلند، نروژ، ارمنستان، استرالیا، کانادا، فرانسه و بلژیک رقم خورد و حتی بریتانیا نیز ضمن تحریم رژیم صهیونیستی به دلیل تعرضات در کرانه باختری، شناسایی کشور فلسطین را به رسمیت شناخت. در کنار این موارد، مهمترین ضربه به استراتژی تلآویو، توقف کامل و به محاق رفتن پروژه توافق ابراهیم و جلوگیری از عادیسازی روابط کشورهای عربی بود.
کارشناس حوزه روابط بینالملل و پژوهشگر سیاسی با تأکید بر اینکه جنبش مقاومت با ترور و نسلکشی ریشهکنشدنی نیست، بیان کرد: مقاومت تفکری نهادینهشده است که حتی فراتر از جغرافیای غزه و کرانه باختری ریشه دوانده است. امروزه در دل جوامع غربی و کشورهای توسعهیافته، نسلهای جدیدی از خانوادههای مهاجر و دارای تابعیت اروپایی با تعلق به آرمان فلسطین در حال رشد هستند؛ نامگذاری نوزادان در بیمارستانهای اروپایی به نام فرماندهان مقاومت نمادی از شکلگیری شبکهای نوین و پایدار از مؤلفههای قدرت در بطن جوامع غربی است که نشان میدهد این تفکر ماندگار است و در افق آینده، تحولات شگفتانگیزی را در نظام بینالملل رقم خواهد زد.