بازار؛ گروه بین الملل: شبکه راهآهن کشورهای عربی خلیج فارس که بیش از ۲ دهه پیش با هدف تقویت تجارت، گردشگری و یکپارچگی اقتصادی شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس مطرح شد، اکنون با افزایش ناامنی و بی ثباتی منطقهای اهمیت تازهای پیدا کرده است. در همین راستا، اندیشکده «میدل ایست فورِم» آمریکا، با انتشار گزارشی، به چرایی اهمیت تکمیل هرچه سریعتر شبکه ریلی شورای همکاری خلیج فارس پرداخته که متن این گزارش در ادامه، تقدیم حضور میگردد:
در شرایطی که بستهشدن حریم هوایی، حمله به بنادر یا اختلال در مسیرهای دریایی، میتواند جاجایی کالا و مسافر را مختل کند، کشورهای منطقه نمیتوانند برای انتقال مواد غذایی، تجهیزات پزشکی، کالاهای صنعتی، مصالح ساختمانی و دیگر اقلام ضروری، صرفاً به حملونقل دریایی و هوایی متکی باشند.
حملونقل جادهای در حال حاضر مهمترین گزینه زمینی جایگزین مسیر دریایی به حساب میآید. با اینحال، این بخش نیز با محدودیتهایی روبروست. کامیونهای عبوری از مرزها به فرآیندهای گمرکی، کنترلهای مرزی، ظرفیت جادهها و دسترسی به راننده وابسته بوده و حمل بار در مسافتهای طولانی نیز در برابر ترافیک، تصادف، گرمای شدید و اختلال در گذرگاههای مرزی آسیبپذیر است.
در چنین شرایطی، راهآهن میتواند نقش مکمل حملونقل جادهای را ایفا کرده و مسیری زمینی با ظرفیت بالاتر و قابلیت پیشبینی بیشتر برای جابجایی بار و مسافر ایجاد کند.
عدم هماهنگی کشورهای عربی در ساخت شبکه ریلی خلیج فارس
ایده ایجاد شبکه ریلی خلیج فارس در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی در شورای همکاری خلیج فارس مطرح شد. این شبکه قرار است در مسیری به طول حدودی ۲۱۰۰ کیلومتر، کویت را از طریق عربستان سعودی، بحرین، قطر و امارات متحده عربی به عمان متصل کند. بر اساس هدفگذاری فعلی، بهرهبرداری کامل از این پروژه زیرساختی تا پایان سال ۲۰۳۰ انجام خواهد شد.
با اینحال، اعلام پیشرفت کلی پروژه به معنای پیشرفت یکسان در همه کشورهای عضو نیست. در ماه مه ۲۰۲۶ اعلام شد که پروژه در مجموع به حدود ۵۰ درصد پیشرفت رسیده، اما وضعیت زیرساختی در کشورهای مسیر، تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارد.
امارات متحده عربی در این میان از همه جلوتر است. شبکه «اتحاد ریل» این کشور با طول حدود ۹۰۰ کیلومتر، هفت امارت را به یکدیگر متصل کرده است. بهرهبرداری بخش باری این شبکه از سال ۲۰۲۳ آغاز شده و خدمات مسافری داخلی نیز از ژوئن ۲۰۲۶ وارد مرحله عملیاتی شد. به این ترتیب، امارات اکنون یک زیرساخت ریلی فعال دارد که میتواند مبنای توسعه شبکه منطقهای قرار گیرد.
در سوی دیگر، خط ریلی «حفیـت ریل» برای اتصال شبکه امارات به صحار عمان در آوریل ۲۰۲۶ نزدیک به ۴۰ درصد پیشرفت را به ثبت رسانده است. کویت اما در بخش مربوط به شبکه ریلی خلیج فارس هنوز در مراحل ابتدایی قرار داشته و عملیات عمده ساختوساز در بخش ۱۱۱ کیلومتری مربوط به خاک این کشور آغاز نشده است. کویت همچنین در ماه مه ۲۰۲۶، یک کریدور جداگانه برای اتصال ریلی سریعالسیر به عربستان را تصویب کرد.
از سوی دیگر، عربستان سعودی یکی از بزرگترین شبکههای ریلی منطقه را در اختیار داشته و به تازگی مناقصه ساخت بخش مربوط به شبکه ریلی شورای همکاری خلیج فارس را از الخفجی در نزدیکی مرز کویت تا البطحاء در مرز امارات آغاز کرده است. با این وجود، بخش زیرساختی مکمل حلقه ریلی خلیج فارس لازم است همچنان در مرحله طراحی و تأمین تجهیزات قرار دارد.
قطر نیز اگرچه پیش از جام جهانی ۲۰۲۲، از مترو مدرن خود رونمایی کرد، اما اتصال به شبکه ریلی خلیج فارس را هنوز تکمیل نکرده است. قطر همچنین برنامههایی برای اتصال ریلی به مرز عربستان در بخشهای مسافری و باری دارد.
بحرین با چالش متفاوتی روبروست. این کشور به دلیل ساختار جزیرهای، برای پیوستن به شبکه ریلی خلیج فارس ابتدا باید از طریق پروژه پیشنهادی «پل ملک حمد» به سرزمین اصلی خود متصل شود. این پروژه حدود ۵۶ کیلومتر طول داشته و قرار است یک مسیر جادهای و ریلی میان بحرین و منطقه دمام عربستان ایجاد کند.
بنابراین، اگرچه برخی کشورهای عضو شورای همکاری زیرساختهای ریلی قابل توجهی ایجاد کردهاند، اما اتصال این شبکههای ملی به یکدیگر همچنان بزرگترین چالش پروژه محسوب میشود.
راهآهن؛ بیمه حملونقل در برابر بحران
تحولات اخیر منطقه اهمیت یک شبکه زمینی یکپارچه را برای کشورهای عربی خلیج فارس بیش از گذشته نمایان کرده است. راهآهن شورای همکاری خلیج فارس در صورت تکمیل میتواند وابستگی به حملونقل جادهای در مسافتهای طولانی را کاهش داده و بنادر، فرودگاهها، مناطق لجستیکی و مراکز صنعتی را به یکدیگر متصل کند. به این ترتیب، این شبکه ریلی میتواند در زمان اختلال در مسیرهای هوایی یا دریایی، نقش یک مسیر پشتیبان را ایفا کند.
از این منظر، راهآهن خلیج فارس صرفاً یک پروژه حملونقلی یا اقتصادی به حساب نیامده و میتواند بخشی از زیرساخت تابآوری اقتصادی کشورهای منطقه در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی باشد.
با اینحال، تکمیل خطوط ریلی به تنهایی کافی نیست. مهمترین چالش پروژه، ایجاد هماهنگی سیاسی و نهادی میان شش نظام ریلی ملی است. تفاوت در استانداردهای فنی، اولویتهای ملی، شیوههای تأمین مالی، مقررات مرزی و فرآیندهای گمرکی میتواند مانع شکلگیری یک شبکه واقعاً یکپارچه شود. به همین دلیل، مسئله اصلی دیگر صرفاً تأمین منابع مالی یا دسترسی به فناوری نیست؛ بلکه حفظ اراده سیاسی مشترک برای تکمیل و سپس بهرهبرداری هماهنگ از شبکه فاکتوری مهم محسوب میشود.
حتی در صورت تکمیل پروژه شبکه ریلی خلیج فارس نیز، راهآهن نمیتواند تهدیدهای امنیتی را از میان ببرد. خطوط ریلی زیرساختهایی ثابت هستند و میتوانند در معرض حملات موشکی یا پهپادی قرار گیرند. با این وجود، شبکه ریلی در صورت آسیبدیدگی، در بسیاری از موارد امکان بازسازی مرحلهای و بازگشت تدریجی به مدار بهرهبرداری را فراهم کرده که همین ویژگی میتواند به تابآوری شبکه حملونقل کمک کند.
شبکهای ریلی، فراتر از خلیج فارس
اهمیت راهآهن خلیج فارس ممکن است در صورت اتصال به بنادر دریای عمان و شبکههای ریلی خارج از منطقه، از مرز کشورهای عضو شورای همکاری فراتر رود. در شرایطی که اختلال ترافیک در تنگه هرمز یا بابالمندب میتواند تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، شکلگیری یک شبکه ریلی کامل در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند در کنار مسیرهای دریایی، بخشی از گزینههای جایگزین برای جابجایی کالا باشد.
اتصال شبکه عربستان به اردن، ترکیه و بازارهای اروپایی نیز در صورت تحقق میتواند زمینه پیوند شبکه ریلی خلیج فارس با مسیرهای آسیایی و اروپایی را فراهم کند. همزمان، بنادری مانند فجیره و صحار میتوانند امکان دسترسی کشورهای منطقه به دریای عرب و اقیانوس هند را بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز تقویت کنند. البته راهآهن نمیتواند جایگزین تنگه هرمز، خطوط لوله نفت و گاز، بنادر یا حملونقل هوایی شود. بلکه ارزش اصلی آن در ایجاد یک لایه مکمل برای شبکه حملونقل منطقهای است؛ لایهای که میتواند شش اقتصاد عربی خلیج فارس را از طریق یک کریدور زمینی یکپارچهتر به یکدیگر و در نهایت به شبکه تجارت جهانی متصل کند.
از این منظر، بحرانهای امنیتی اخیر ممکن است اهمیت پروژهای را که سالها با تأخیر و تفاوت در اولویتهای ملی روبرو بوده، دوباره در مرکز توجه کشورهای عربی خلیج فارس قرار دهد.
