به گزارش خبرگزاری مهرـ محمد عطریانفر عضو حقیقی شورای اطلاع رسانی دولت، کارشناس سیاسی و عضو هیئت موسس حزب کارگزاران سازندگی در یادداشتی اختصاصی به خبرگزاری مهر، به موضوع محاصره دریایی آمریکا علیه کشورمان و راههای مقابله و خنثی سازی آن پرداخته و تصریح میکند: برخلاف تصور اولیه، بنظر میرسد محاصره دریایی لزوماً به پیروزی سریع برای ایالات متحده منجر نمیشود. ایران دارای ظرفیت تابآوری بالا و مسیرهای جایگزین زمینی است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
یکی از مهمترین تحولات جغرافیای سیاسی سالهای اخیر، اقدام ظالمانه امریکا نسبت به محاصره دریایی گسترده علیه ایران از فروردین ماه ۱۴۰۵ است که باید آن را در چارچوب تشدید تنشهای نظامی و شکست مذاکرات تحلیل و تفسیر کرد؛ اقدامی که نهتنها توازن قدرت در خلیج فارس، بلکه امنیت انرژی و تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
متاسفانه محاصره دریایی آمریکا با هدف قطع یا محدودسازی جریان تجارت دریایی ایران، بهویژه صادرات نفت و واردات کالاهای استراتژیک، طراحی شده است. این عملیات شامل نظارت، توقیف یا تغییر مسیر کشتیهایی است که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند. گزارشها نشان میدهد باحضور گسترده نیروهای امریکایی در دریای عمان تاکنون دهها کشتی تجاری مجبور به تغییر مسیر شده و یا از ورود به بنادر ایران بازماندهاند. از منظر حقوق بینالملل محاصره دریایی عملاً اقدام جنگی محسوب میشود، حتی اگر بدون اعلان رسمی جنگ صورت گرفته باشد. آمریکا مدعی است این محاصره در حوزه صادرات انرژی روزانه صدها میلیون دلار به اقتصاد ایران خسارت وارد کرده است. با توجه به اینکه پیش از بحران اخیر، حدود یکچهارم نفت جهان روی دریاها از تنگه هرمز عبور میکرد، هرگونه اختلال در این مسیر، بازار جهانی را به شدت متلاطم میکند. واکنشهای متقابل، از جمله توقیف کشتیها یا حملات محدود، نشان میدهد این وضعیت میتواند به یک جنگ فرسایشی دریایی تبدیل شود.
برخلاف تصور اولیه، بنظر میرسد محاصره دریایی لزوماً به پیروزی سریع برای ایالات متحده منجر نمیشود. ایران دارای ظرفیت تابآوری بالا و مسیرهای جایگزین زمینی است و به همین میزان هزینه محاصره برای آمریکا و متحدانش بالاست، و به دلیل عدم همراهی کامل متحدان غربی، طبعا مشروعیت و کارآمدی امریکا در این نوع عملیات کاهش یافته است.
در مقام تاکید بر راهبردهای مقابله و خنثیسازی، گسترش کریدورهای زمینی مانند مسیرهای آسیای مرکزی، قفقاز و پاکستان میتواند وابستگی به مسیر دریایی را کاهش دهد. این رویکرد در بلندمدت اهمیت راهبردی دارد.
علاوه براین استفاده از ناوگان غیررسمی همچون استفاده از کشتی با پرچم ثالث، بهرهگیری از شبکههای واسطهای و روشهای حمل ترکیبی میتواند بخشی از اثر محاصره را کاهش دهد. در مقام بازدارندگی نیز میتوان از ابزارهای کلیدی درجهت تحمیل هزینه متقابل همچون تهدید یا کنترل تنگه هرمز و اقدامات متقابل دریایی محدود بهره گرفت. ضمن اینکه جلب حمایت کشورهایی که به انرژی منطقه وابستهاند مثل چین، هند، نیز میتواند فشار سیاسی بر آمریکا را افزایش دهد.
پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی، برجستهسازی اثرات و عوارض انسانی و اقتصادی محاصره و بهرهگیری از ابزارهای رسانهای برای بسیج افکار عمومی جهانی علیه امریکا از اقداماتی است که به نفع ایران و به زیان امریکا خواهد بود.
علاوه براین از منظر استقلال اقتصاد کشور از تک محصولی بنام نفت، کاهش وابستگی به واردات و تقویت تولید داخلی، از دیگر ابزارهای خنثیسازی بلندمدت است. محاصره دریایی آمریکا علیه ایران را باید بخشی از یک راهبرد فشار حداکثری در بستر جنگ ترکیبی دانست؛ راهبردی که علیرغم اعمال فشارهای کوتاهمدت اما لزوماً به اهداف نهایی خود نخواهد رسید.