به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: ریشههای تکوین رادیو در ایران به سالهای پایانی دهه ۱۳۰۰ خورشیدی باز میگردد. زمانی که مفهوم بیسیم به عنوان یک ضرورت نظامی و امنیتی وارد ادبیات حکمرانی شد. در سال ۱۳۰۳، وزارت جنگ وقت مقدمات استفاده از تلگراف بیسیم را فراهم آورد و در سال ۱۳۰۵ نخستین فرستنده بیسیم با قدرت ۲۰ کیلووات در اراضی قصر قاجار نصب شد. این ایستگاه که دکلی ۱۲۰ متری داشت، در ابتدا تنها کاربرد نظامی و دیپلماتیک داشت اما رویای شنیدن صدا از راه دور، از همان زمان شکل گرفته بود. سال ۱۳۰۱ شمسی مجله «تحفهالادبا» به مدیریت بنانزاده و ادیبالممالک مقالهای با عنوان «عصر تلفن بیسیم» به چاپ رساند که این مقاله برای خوانندگان آن روز، بسیار عجیب بود. دو سال بعد، در شماره هفتم مجله «ایرانشهر»، چاپ برلین یک محصل دارالفنون به نام فرهاد، در مقالهای تحت عنوان «تلفن بیسیم» رادیو را به خوبی معرفی کرد؛ این در حالی بود که مردم ایران در آن زمان هنوز از رسانه رادیو هیچ اطلاعی نداشتند اما خوانندگان آن مجله با خواندن آن مقاله مدتها رویای شنیدن امواج رادیویی را در ذهن خود میپروراندند.
سرانجام در روز چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹، رادیو تهران به طور رسمی افتتاح شد. در آن لحظه تاریخی، جملهای که در فضا پیچید، آغازگر فصلی نو در تاریخ ارتباطات ایران بود: «اینجا تهران است، رادیو ایران.» رادیو در بدو تاسیس تحت مدیریت اداره کل انتشارات و تبلیغات و به ریاست عیسی صدیقاعلم، استاد دانشگاه، فعالیت خود را آغاز کرد. اهداف اولیه این نهاد، توسعه فرهنگ عمومی، آشنا کردن مردم با اصول زندگی نوین و توجه به وحدت ملی بود.
هویت اولین صدایی که از رادیو شنیده شد، همواره موضوعی مورد مناقشه میان اهالی رسانه بوده است. روایتهای زیادی از هنرمندان قدیمی رادیو موجود است که برخی قدسی رهبری را نخستین گوینده به یاد میآورند و برخی طوسی حائری را، در حالی که اولین سندی که در آرشیو موجود است و هرسال همین موقع آن را میشنویم، صدای رضا سجادی است که میگوید: «ساعت پنج بعدازظهر، اینجا تهران، رادیو ایران.»
با گذشت زمان، رادیو به قلب تپنده خانهها تبدیل شد. در سال ۱۳۲۷، استودیوی کوچکی در میدان ارگ ساخته شد تا اخبار ساعت ۱۸ از آنجا پخش شود. فاصله ۹ کیلومتری عمارت قصر قاجار تا مرکز شهر و کمبود وسیله نقلیه برای رفت و آمد اعضای ارکستر و گویندگان، مشکلاتی را ایجاد کرده بود. رادیو در این دوران توانست با پخش اذان و برنامههای مناسب با حال و هوای مردم، اعتماد اکثریت اقشار جامعه را نیز جلب کند و به تدریج جایگزین شبنشینیهای قدیمی و قصهگوییهای سنتی شود.
رادیو در آزمون هشت سال دفاع مقدس
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، رادیو ماهیتی کاملا مردمی و انقلابی به خود گرفت. لحظه تاریخی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و طنین جمله «اینجا تهران است، صدای راستین ملت ایران؛ صدای انقلاب»، نقطه عطفی بود که رادیو را به عنوان رسانه اصلی انقلاب تثبیت کرد. اما آزمون بزرگتر رادیو، با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ فرا رسید. در شرایطی که امکانات تصویری محدود بود و روزنامهها سرعت یا دسترسی لازم را نداشتند، رادیو به تنها رسانه فراگیر و لحظهای تبدیل شد که پیوند میان جبههها و پشت جبهه را حفظ میکرد.
رادیو در دوران دفاع مقدس، فراتر از یک رسانه خبری ظاهر شد. آتش و جنگ بود اما محبت هم در جامعه جاری بود. رسانه ملی، آن روزها با همه کاستیهای فنی و مشکلات، روزهای سختی را پشت سر میگذاشت. دولت بعث عراق بارها به قصد هدف قرار دادن رادیوی پایتخت و فلج کردن ارتباطات جمعی، اقدام به پرتاب موشک کرد که با شکست مواجه شد و برخی مردم تهران که حوالی خیابان ناصرخسرو زندگی میکردند بمباران این منطقه را که به قصد زیرآتش گرفتن ساختمان اصلی رادیو بود، بهخاطر دارند. ساختمان جامجم را هم چندین بار مورد هدف قرار داد اما موشکهای صدام به هدف اصابت نکرد. با این توصیف، آنانی که در دو ساختمان اصلی جامجم و میدان ارگ فعالیت میکردند جانشان را کف دستشان میگذاشتند و همدوش و همپای رزمندگان پا به میدان مجاهدت رسانهای میگذاشتند.
اوج شکوه رادیو در دوران جنگ، در سوم خرداد ۱۳۶۱ متجلی شد. زمانی که محمود کریمیعلویجه با صدایی محکم، خبر آزادی خرمشهر را اعلام کرد، رادیو به عضوی از خانواده هر ایرانی تبدیل شد که در شادی ملی شریک است. برخی گزارشگران رادیو با حضور در سنگرها و ثبت لحظات ایثار، تاریخ شفاهی جنگ را مکتوب کردند. رادیو در این سالها با استفاده از سه عنصر کلام، موسیقی و صدا، توانست آرامشبخشی در عین هیجانآفرینی را به کمال برساند.
برنامههایی مانند کتاب شب با صدای بهروز رضوی و سلام کوچولو با صدای عذرا وکیلی و صبح جمعه با شما، در میانه هیاهوی جنگ، پیوند عاطفی مردم با رادیو را زنده نگه داشتند. این رسانه در دهه ۶۰، صادقترین و پویاترین ابزار ارتباطی جامعه بود که حتی در ساعات خاموشی و بمباران، با گیرندههای کوچک در پناهگاهها، امید به پیروزی را در دلها زنده نگه میداشت.
رادیو حماسه، پژواک مقاومت در جنگ سوم
در دهههای اخیر و با تغییر ماهیت جنگها از سخت به جنگهای ترکیبی و شناختی، رادیو بار دیگر نقش راهبردی خود را در قالبی نوین بازیافته است. تاسیس رادیو حماسه در سال ۱۴۰۴ پاسخی به نیازهای رسانهای کشور در جریان جنگ تحمیلی سوم بود. این نبرد که با تجاوز آمریکایی- صهیونیستی به خاک ایران همراه بود، ضرورت وجود رسانهای را که بتواند حماسه حضور مردم و اقتدار نیروهای مسلح را به شکلی لحظهای و تبیینی منعکس کند، دوچندان کرد.
رادیو حماسه با مدیریت مسعود کاویانی، با هدف گفتمانسازی مقاومت عقلانی و امیدمحور راهاندازی شد. این شبکه با بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین و فرکانسهای متعدد، توانست در شرایطی که دشمن با حملات سایبری و جنگ روانی به دنبال تضعیف اراده ملی بود، به عنوان صدای مرجع عمل کند. رادیو حماسه در فروردین ۱۴۰۵، به پوشش گسترده حماسه حضور مردم در میدانها و ایستادگی در برابر تهدیدات پرداخت.
رادیو حماسه پاسخی به یک موقعیت اضطراری و تاریخی است؛ موقعیتی که نیازمند سرعت، دقت و حضور موثر رسانه در کنار مردم است. تولد این رادیو در کمتر از ۲۴ ساعت، بیش از آنکه یک اقدام فنی باشد، نشانهای از بلوغ ساختار رسانهای در مواجهه با بحران است. رادیو حماسه، در امتداد تجربههای پیشین اما با کارکردی متفاوت تلاش کرده است سه مأموریت اصلی را دنبال کند: اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، تقویت روحیه و امید اجتماعی و ایجاد انسجام و همبستگی ملی. در شرایطی که جامعه با حجم بالایی از اخبار و تحلیلها روبهروست، وجود یک مرجع قابل اعتماد که بتواند روایت رسمی، شفاف و اقناعکننده ارائه دهد، ضرورتی انکارناپذیر است.
مهمترین نقش رادیو حماسه در مدیریت جنگ روایتهاست. در شرایطی که رسانههای معاند با هدف ایجاد ترس و تفرقه فعالیت میکنند، این رادیو با بهرهگیری از کارشناسان و تکیه بر مولفههای دینی و ملی تلاش دارد تصویری روشن، منسجم و امیدبخش از واقعیت ارائه دهد. چنین رویکردی، بهویژه در بزنگاههای حساس میتواند به تثبیت اعتماد عمومی کمک کند.
در مجموع، تجربه رادیوهای مناسبتی و بهویژه رادیو حماسه نشان میدهد که آینده رادیو در چابکی، تخصصگرایی و پاسخگویی به نیازهای لحظهای نهفته است. افزون بر این، تجربه موفق این رادیوها میتواند به توسعه الگوی رسانههای موقعیتمحور در دیگر حوزهها نیز منجر شود؛ از بحرانهای طبیعی گرفته تا رویدادهای ملی و فرهنگی. بهرهگیری از فناوریهای نوین، تقویت بسترهای تعاملی با مخاطبان و استفاده از دادههای رفتاری برای طراحی محتوا میتواند این مسیر را کارآمدتر کند. در چنین چشماندازی، رادیو نه یک رسانه سنتی بلکه رسانهای زنده و پویا خواهد بود که همگام با تحولات جامعه نقشآفرینی میکند و حتی در شکلدهی به افکار عمومی پیشگام میشود.
روایت هشت دهه همراهی در امتداد صدا
سیر رادیو در ایران نشاندهنده یک حقیقت بنیادی است اینکه رادیو هرگز تنها یک وسیله سرگرمی نبوده، بلکه همواره به عنوان بخشی از زیرساخت حیاتی امنیت و فرهنگ ایران عمل کرده است. در طول ۸۶ سال، رادیو از یک فرستنده چهار واتی به یک شبکه هوشمند و چندبعدی تبدیل شده است که میتواند در سختترین شرایط محاصره و جنگ، انسجام جامعه را حفظ کند.
این رسانه مانا، با حفظ صمیمیت و اعتماد تاریخی خود، افقهای تازهای از نوآوری را در نوردیده است. رادیو همچنان صدای همراه مردم در خانهها، جادهها و حتی سنگرها باقی مانده و ثابت کرده است که تا زمانی که قلبی برای ایران میتپد، امواج رادیو نیز برای روایتگری این تپشها کار خواهند کرد. رادیو حماسه، امروز تنها یک ایستگاه رادیویی نیست؛ بلکه پژواک اراده ملتی است که آموخته است چگونه در میانه آتش و خون، زیباترین سرودهای ایستادگی را زمزمه کند.