به گزارش خبرنگار مهر، در روزهای سخت و بحرانهای اجتماعی، خنده و طنز اغلب نقشی فراتر از سرگرمی پیدا میکنند. آنچه در ظاهر به شکل لطیفه، شوخی یا تصویرهای طنزآمیز در میان مردم دیده میشود، در واقع واکنشی پیچیده و چندلایه به فشارهای روانی و اجتماعی است. در بسیاری از جوامع، هنگامی که شرایط دشوار میشود -از جنگ و بحرانهای اقتصادی گرفته تا بیماریهای فراگیر یا محدودیتهای اجتماعی- طنز به یکی از ابزارهای مهم مردم برای کنار آمدن با واقعیت تبدیل میشود.
از دیدگاه روانشناسی، طنز یکی از سازوکارهای دفاعی نسبتاً سالم در برابر فشارهای روانی به شمار میآید. انسان وقتی با اضطراب، ترس یا ناامیدی روبهرو میشود، گاهی از طریق شوخی و خندیدن تلاش میکند فاصلهای ذهنی با موقعیت دشوار ایجاد کند. این فاصله به فرد کمک میکند تا احساس نکند کاملاً تحت سلطه شرایط قرار گرفته است. به بیان دیگر، خندیدن به یک وضعیت دشوار میتواند نوعی اعلام غیرمستقیم باشد که فرد هنوز توانایی مواجهه با آن را دارد.
در سطح زیستی نیز خنده تأثیرات قابل توجهی بر بدن میگذارد. پژوهشها نشان میدهند که خندیدن میتواند میزان هورمونهای استرس مانند کورتیزول را کاهش دهد و در عوض ترشح اندورفینها -مواد شیمیایی مرتبط با احساس آرامش و رضایت- را افزایش دهد. به همین دلیل، خنده در شرایط فشار میتواند نقش تنظیمکنندهای در سلامت روانی افراد ایفا کند.
اما کارکرد طنز تنها به سطح فردی محدود نمیشود. در بسیاری از بحرانهای اجتماعی، شوخیها و لطیفههای مشترک به نوعی زبان جمعی تبدیل میشوند. مردم با به اشتراک گذاشتن طنز درباره شرایطی که همه در آن گرفتارند، نوعی حس همدلی و همبستگی ایجاد میکنند. این شوخیهای مشترک میتوانند احساس «تنها نبودن» را تقویت کنند و تجربه دشوار را به تجربهای جمعی تبدیل کنند.
یکی از پدیدههای شناختهشده در چنین شرایطی، شکلگیری «طنز سیاه» یا طنز تلخ است. این نوع طنز معمولاً مستقیماً به موضوعات دردناک یا ترسناک اشاره میکند. در موقعیتهایی مانند جنگ، بحرانهای پزشکی یا شرایط اجتماعی دشوار، افراد درگیر گاهی به شوخیهایی متوسل میشوند که برای کسانی که خارج از آن موقعیت هستند ممکن است عجیب یا حتی بیرحمانه به نظر برسد. با این حال، برای کسانی که در متن بحران قرار دارند، چنین شوخیهایی اغلب راهی برای تحمل فشار روانی و ادامه دادن است.
با این حال، خنده در بحران لزوماً به معنای بیتفاوتی نیست. از بیرون ممکن است چنین برداشت شود که وقتی مردم درباره شرایط دشوار شوخی میکنند، مسئله را جدی نمیگیرند. اما در بسیاری از موارد، این خندهها حامل احساسات پیچیدهای مانند خستگی، ناامیدی، اعتراض یا حتی نوعی مقاومت خاموش هستند. طنز گاهی به مردم اجازه میدهد چیزهایی را بیان کنند که بیان مستقیم آنها ممکن نیست.
مهارت طنزپردازی و خندیدن و خنداندن در روزای سخت، گویی یکی از تخصص های ما ایرانیان است. یک نگاه گذرا به شبکه های اجتماعی در همین جنگ اخیر نمونههای خوبی از این توانایی را نشان میدهد:
* از دانشجوها امتحان گرفتم یه پسر عرب بعدش اومده میگه من امتحانمو خوب ندادم یه فرصت دیگه میخوام که بیشتر بخونم، من خاورمیانهایم نمیدونم شنیدی بههمریخته اوضاع یا نه. گفتم من ایرانیام داداش. گفت oh shit nevermind :))))
* زندگی در مجاورت پارک توی روزهای جنگی خیلی تجربهی عجیبیه، درحالیکه از دور صدای پدافند و جنگنده میاد، بچهها دارن با صدای بلند و پرانرژی توی پارک میگن: اوت بود اوت بود!
* جنگندهها آنقدر نزدیک به زمین پرواز میکنن که مامانم بهم گفت اتاقتو مرتب کن خلبان میبینه زشت نباشه.
* من نمیفهمم چرا اینقدر حرفای ترامپ رو تفسیر میکنید، در حالی که این آدم وقتی رییس فیفا رو دیده به این فکر میکرده که کلهش شبیه بادومزمینیه.
* اینترنت که وصل بشه، جلسات تراپی خارجنشینها با تراپیستهای داخل ایرانشون باید چیز بامزهای باشه!
* اگه همونقدر که تو این چندروز پروکسی و کانفیگ تست زدم، قبل کنکور تست زده بودم، الان تو اروپایی جایی بورسیه درسی شده بودم.
*یه روز دیدم بابام داره اسنپ راننده رو نصب میکنه، گفتم درسته جنگ شده ولی هنوز اون قدرا هم سخت نشده بابا، گفت نه شما قدر تحلیلهای سیاسی منو نمیدونین!
* توی خاورمیانه سه تا حالت بیشتر وجود نداره: یا جنگه، یا آتش بسه، یا روز دختره!
* ترامپ اومد حکومت رو تو ایران تغییر بده، کابینه خودش regime change شد!
البته طنز در شرایط بحرانی همیشه کارکرد مثبت ندارد. در برخی موارد، شوخی میتواند به ابزاری برای پنهان کردن درد واقعی یا بیحسی عاطفی تبدیل شود. همچنین اگر طنز به سمت تحقیر یا آسیب رساندن به گروههای آسیبپذیر برود، ممکن است خود به عاملی برای تشدید تنشهای اجتماعی تبدیل شود.
با وجود این پیچیدگیها، تجربههای تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از جوامع از جمله ایران، طنز یکی از نخستین واکنشهای فرهنگی به فشارهای شدید بوده است. در شرایطی که بسیاری از ابزارهای دیگر بیان محدود میشوند، خنده و شوخی میتوانند به زبان غیررسمی و انعطافپذیری تبدیل شوند که هم درد را بیان میکند و هم به انسانها کمک میکند تابآوری خود را حفظ کنند.
به همین دلیل، در بسیاری از مواقع هرچه فشارهای اجتماعی بیشتر میشود، شکلهای خلاقانهتری از طنز نیز در میان مردم پدیدار میشود؛ طنزی که همزمان میتواند نشانه رنج، سازگاری و تلاش برای ادامه دادن و پایداری باشد.