«اسلام مرز ندارد»/ شهید توسلی در همه میادین نبرد، حاضر بود

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: شهید علیرضا توسلی، معروف به «ابوحامد»، از چهره‌های شناخته‌شده نیروهای افغانستانی حاضر در جنگ سوریه بود؛ مردی که مسیر زندگی‌اش از مهاجرت و طلبگی تا حضور در میدان‌های نبرد امتداد یافت. او پس از سال‌ها زندگی و کار در ایران، با آغاز جنگ سوریه راهی این کشور شد و فرماندهی نیروهایی را برعهده گرفت که بعدها با نام لشکر فاطمیون شناخته شدند. توسلی در اسفند ۱۳۹۳ در حومه درعا به شهادت رسید؛ اما روایت زندگی او، تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود.

کتاب «به جرم خمینی» تلاشی است برای نگاهی متفاوت به زندگی ابوحامد؛ روایتی از فرازوفرودهای مردی که خود را پرورش‌یافته مکتب امام خمینی(ره) می‌دانست و زیست شخصی، خانوادگی و اعتقادی‌اش را در همین چارچوب معنا می‌کرد. نویسنده کتاب، در مسیر ساخت مستندی درباره شهدای فاطمیون، به مشهد سفر کرده و در گفت‌وگوهای مفصل با همسر او، ام‌البنین، به زوایای کمتر شنیده‌شده‌ای از زندگی این فرمانده افغانستانی پرداخته است؛ گفت‌وگوهایی که حاصل آن، هم یک مستند و هم کتابی با عنوان «به جرم خمینی» شده است.

در همین راستا با فریناز ربیعی نویسنده کتاب «به جرم خمینی» درباره شکل‌گیری این کتاب و تجربه روایت زندگی شهید توسلی گفت‌وگو کرده‌ایم.

*چه طور شد سراغ شخصیت علیرضا توسلی (ملقب به ابوحامد) رفتید و چرا در قالب داستان به او پرداختید؟

بهار ۱۳۹۴ در قالب یک گروه مستندساز برای ساخت مجموعه‌ای کوتاه درباره شهدای فاطمیون به مشهد رفتیم. آن زمان، شهدای فاطمیون چندان شناخته‌شده نبودند و به دلایل مختلف اجتماعی، کمتر درباره‌شان صحبت می‌شد. با چند خانواده گفت‌وگو کردیم تا اینکه نوبت به مصاحبه با ام‌البنین حسینی، همسر شهید علیرضا توسلی (ابوحامد) رسید؛ همان‌جا قصه مرا گرفت. وقتی به تهران برگشتم، این روایت رهایم نکرد. چند روز بعد تماس گرفتم و پیشنهاد کار جدی‌تر دادم؛ ایشان هم با روی باز پذیرفتند.

بعدتر دوباره به مشهد رفتم و حدود ده شبانه‌روز مهمان خانه ابوحامد بودم؛ هم‌سفره با همسر و فرزندانش. در همان روزها گفت‌وگوهای طولانی شکل گرفت و کم‌کم فهمیدم قصه فراتر از «همسر شهید» است؛ با شخصیتی روبه‌رو هستم که گستره‌ای وسیع دارد و می‌توان از زوایای مختلف به آن پرداخت: از افغانستان و تجربه‌های اولیه مبارزه تا ایران و بعد سوریه. برایم روشن شد که با یک «مجاهد بالفطره» طرفم؛ انسانی زمینی با رنج‌ها و واقعیت‌های ملموس، اما با روحیه‌ای مبارز.

یک محور برایم بسیار تعیین‌کننده بود: نسبت او با امام خمینی. این پیوند، در زندگی‌اش نقش راهبر داشت و مسیرش را از مقطع‌های مختلف عبور داد تا به نقطه شهادت رسید. همین مؤلفه، انگیزه‌ام را برای پژوهش گسترده‌تر بیشتر کرد؛ رفتم سراغ نوجوانی و کودکی‌اش، جبهه‌های افغانستان، ایران و سپس سوریه.

در ابتدا حاصل این تحقیقات را به شکل مستند نوشتم، اما در میانه راه احساس کردم مخاطب امروز بیش از هر چیز به «قصه» نیاز دارد. تصمیم گرفتم روایت را در قالب داستان پیش ببرم؛ اطلاعات خطی و محدود مثلاً چند داده کوتاه از کودکی را دراماتیزه کردم تا جان بگیرند و در دل روایت بدرخشند. به نظرم این انتخاب، اثر را اثرگذارتر کرد؛ چون حقیقتِ زندگی او در قالب قصه، روشن‌تر و ماندگارتر دیده می‌شود.

*روایت زندگی ابوحامد از زبان ام‌البنین، همسرش است. در برهه‌هایی از زندگی شهید که همسر حضور ندارد از کودکی و دوران حضور در سوریه، روایت با اطلاعاتی که از اطرافیان، دوستان و همرزمان او گرفته شد، پر شده است. به نظرتان تا چه اندازه توانستید در روایت زندگی ابوحامد از زبان همسرش موفق باشید دشواری روایت زندگی او از منظر همسرش چه‌قدر دشوار بود؟

کتاب با زاویه‌دید دوم‌شخص دانای کل نوشته شده؛ انتخابی که هم جسورانه است و هم پرریسک. بسیاری معتقدند نوشتن در دوم‌شخص ذاتاً دشوار است، به‌ویژه برای اثری در این حجم و با چنین موضوعی. چون نویسنده باید همزمان هم صمیمیت ایجاد کند، هم باورپذیری را حفظ کند و هم از تصنع دور بماند.

در این اثر، روایت از زبان ام‌البنین پیش می‌رود؛ اما در بخش‌هایی از کودکی و مقاطعی که او حضور نداشته، روایت همچنان در قالب دوم‌شخص ادامه پیدا می‌کند، با این تفاوت که دانای کل هدایت روایت را بر عهده دارد. یعنی صدای روایت یکدست می‌ماند، اما سطح آگاهی تغییر می‌کند. در بخش‌هایی که خودِ او در صحنه حضور دارد، روایت کاملاً شخصی و ملموس می‌شود و در بخش‌هایی که حضور ندارد، دانایی کل روایت را کامل می‌کند.

این شیوه، زاویه‌دیدی نسبتاً تازه در ادبیات روایت زندگی‌نامه داستانی است. در جهان امروز نیز برخی نویسندگان به سراغ دوم‌شخص رفته‌اند؛ بنابراین شیوه‌ای عجیب یا نامتعارف نیست، اما اجرای موفق آن آسان نیست. دوم‌شخص، به‌ویژه در روایت‌های عاطفی، بار احساسی را بالا می‌برد و نوعی نزدیکی و همدلی ایجاد می‌کند؛ گویی مخاطب مستقیماً با شخصیت روبه‌روست.

با توجه به فضای عاطفی اثر، انتخاب همسر شهید به‌عنوان محور روایت، این امکان را فراهم می‌کرد که این بار احساسی تقویت شود. البته کنترل این حجم از توصیف و احساس، کار ساده‌ای نبود؛ زیرا سبک نوشتار من ذاتاً توصیفی است و جریان عاطفه در آن پررنگ است. حفظ تعادل میان احساس و روایت، و جلوگیری از افراط، از سخت‌ترین بخش‌های کار بود.

با این حال، بازخوردهایی که دریافت کردم نشان داد که این ریسک بی‌نتیجه نبوده و مخاطبان با اثر همراه شده‌اند. دوم‌شخص نوشتن سخت است، اما اگر درست اجرا شود، می‌تواند تأثیری عمیق و ماندگار بر مخاطب بگذارد.

«اسلام مرز ندارد»/ شهید توسلی در همه میادین نبرد، حاضر بود

*عنوان «به جرم خمینی» چه زمانی برای کتاب انتخاب شد و چه نسبتی با زندگی و نگاه شهید علیرضا توسلی دارد؟

عنوان کتاب «به جرم خمینی» ریشه در یک واقعه واقعی و تکان‌دهنده دارد؛ اتفاقی که برای محمدامین، برادر بزرگ‌تر علیرضا توسلی، رخ داد. او در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمد و کوچک‌ترین فرزند بود. محمدامین، که تحت تأثیر پدرشان علاقه و ارادت عمیقی به امام خمینی پیدا کرده بود، در جریان درگیری‌های سیاسی کابل دستگیر شد.

سال‌ها بعد، فهرستی منتشر شد که در آن اسامی بازداشت‌شدگان آن دوره ثبت شده بود؛ فهرستی که نشان می‌داد برخی زندانی شده‌اند و برخی دیگر در گورهای دسته‌جمعی دفن شده‌اند. مقابل نام هر فرد، علت دستگیری را نوشته بودند. مقابل نام محمدامین تنها یک کلمه درج شده بود: «خمینی». یعنی او را «به جرم خمینی» بازداشت کرده بودند؛ به جرم همراهی و هم‌مسیر شدن با اندیشه و خط امام.

این ماجرا تأثیر عمیقی بر روحیه ابوحامد گذاشت. پیش از آن هم فضای خانه‌شان سرشار از نام و یاد امام بود. پدرشان از ایران عکس‌های امام را می‌آورد، خانه‌شان پر از این تصاویر بود و حتی در روستا میان مردم پخش می‌شد. در مسجد، در سخنرانی‌ها و گفت‌وگوها، سخن از انقلاب ایران و رهبری امام به میان می‌آمد. این باور و این محبت، در جان فرزندان ریشه دوانده بود.

برای ابوحامد، ماجرای برادر فقط یک فقدان خانوادگی نبود؛ نشانه‌ای بود از اینکه راهی که انتخاب می‌کند، هزینه دارد. او نیز همان‌گونه که پدر و برادرش دل در گرو امام داشتند، مسیر خود را در همان جهت تعریف کرد. به یک معنا، عنوان «به جرم خمینی» تنها به محمدامین اشاره ندارد؛ بلکه روایت مسیری است که ابوحامد نیز آگاهانه و عاشقانه برگزید مسیری که ریشه در ایمان خانوادگی داشت و به انتخابی شخصی و مجاهدانه تبدیل شد.

*شهید توسلی چگونه توانست هسته اولیه حدود ۲۰ نفره را به ساختار یک لشکر منسجم تبدیل کند؟ چه ویژگی مدیریتی یا شخصیتی‌ای پشت این رشد بود؟

علیرضا توسلی از کودکی در فضای مبارزه رشد کرد. نگاهش به پدرِ حق‌طلبش و به برادرش محمدامین که بعدها پس از سال‌ها مشخص شد به شهادت رسیده در شکل‌گیری روحیه او نقش جدی داشت. روحیه عدالت‌خواهی و حقیقت‌طلبی برایش یک شعار نبود؛ از همان نوجوانی در وجودش ریشه داشت.

در افغانستان مدتی در کنار عبدالعلی مزاری حضور داشت و همان‌جا نخستین تجربه‌های جدی مبارزه را آموخت. پس از آن به ایران آمد و در جنگ ایران و عراق شرکت کرد. برای او مرز جغرافیایی تعیین‌کننده نبود؛ همان نگاهی که از امام خمینی شنیده بود که «اسلام مرز ندارد»، در زندگی‌اش معنا پیدا کرده بود. با اینکه افغانستانی بود، خود را موظف می‌دانست هر جا میدان دفاع از اسلام فراهم است حضور داشته باشد. حتی در کتاب روایت شده که چگونه با سختی تلاش کرد خود را به جبهه برساند و پذیرفته شود.

در ادامه، با شکل‌گیری مجموعه‌ای مانند سپاه محمد، آموزش‌های نظامی و فرماندهی را به‌صورت جدی فراگرفت؛ کار با ادوات، سازماندهی نیرو و مدیریت میدان را آموخت. بعدها در افغانستان و در کنار احمد شاه مسعود نیز تجربه‌های تازه‌ای کسب کرد و به‌تدریج در میدان‌های مختلف پخته‌تر شد. این روند تدریجیِ آموزش، تجربه و حضور مستمر در جبهه‌های گوناگون، از او فرمانده‌ای ساخت که پیش از سوریه نیز آزموده شده بود.

حتی در ماجرای غزه، روایت شده که بی‌قرار حضور بود و راهی می‌جست تا بتواند نقشی ایفا کند، هرچند امکانش فراهم نشد. اما در سوریه، این‌بار خودش دست‌به‌کار شد؛ نیروها را جمع کرد، سازمان داد و با عزم جدی وارد میدان شد. در تمام این سال‌ها، یک ویژگی ثابت در او دیده می‌شود: هر جا میدان مبارزه‌ای شکل می‌گرفت و احساس می‌کرد حقیقت نیازمند دفاع است، آماده و حاضر بود. برای او مبارزه یک مقطع نبود؛ یک مسیر پیوسته در زندگی‌اش بود.

«اسلام مرز ندارد»/ شهید توسلی در همه میادین نبرد، حاضر بود

*شهید توسلی از مهاجرت و یتیمی در کودکی تا فرماندهی لشکر فاطمیون مسیری طولانی را طی کرد. به نظر شما کدام مقطع زندگی او نقطه عطف شخصیتش بود؟

زندگی این شهید، سرشار از فرازونشیب‌هایی است که او را به شخصیتی متفاوت تبدیل کرده است. از کودکی با سختی‌های جدی روبه‌رو بوده؛ فقدان پدر و مادر، مهاجرت، تنگناهای مالی، بیماری‌های جسمی و فشارهای معیشتی، همه بخشی از واقعیت زندگی او بوده‌اند. پایش کاملاً روی زمین بود؛ یعنی قدسی‌سازیِ اغراق‌آمیز از او، تصویر درستی ارائه نمی‌دهد. او با همه دردهای مادی و دشواری‌های روزمره دست‌وپنجه نرم کرده است.

در دوره‌ای، همان فرمانده‌ای که بعدها در میدان نبرد شناخته شد، در یک ساختمان مشغول آرماتوربندی و کارگری بود؛ بی‌تکلف، بی‌ادعا و در دل زندگی سخت. همین تجربه‌های متنوع کاری و مواجهه مستقیم با رنج مردم، به شخصیت او عمق و واقعیت می‌بخشید.

اگر بخواهیم از نقطه عطف سخن بگوییم، به نظر می‌رسد آشنایی او با امام خمینی لحظه‌ای تعیین‌کننده در زندگی‌اش بوده است. البته نمی‌توان آن را صرفاً یک مقطع زمانی ساده دانست؛ گویی از آن پس، زندگی او معنا و تعریفی تازه پیدا می‌کند. نوجوانی که بی‌پناه و بی‌تکیه‌گاه وارد ایران می‌شود، اما در درونش روحیه‌ای جبلی و مبارز برای حقیقت‌جویی موج می‌زند، با این آشنایی مسیرش جهت می‌گیرد.

در وجود او چیزی می‌جوشید؛ میلی عمیق به یافتن حقیقت، حتی در میان سخت‌ترین شرایط. به نظر می‌رسد آنچه این جوشش را سامان داد و به آن جهت داد، همان عشق و ارادت عمیق به امام بود؛ عشقی که از یک احساس ساده فراتر رفت و به موتور محرک زندگی و مبارزه‌اش تبدیل شد.

*تجربه حضور او در دفاع مقدس و سپس مبارزه در افغانستان چه تأثیری در شکل‌گیری نگاه نظامی و مدیریتی‌اش داشت؟

مسیر زندگی او به‌گونه‌ای بود که هر مرحله‌اش، مقدمه‌ای برای مرحله بعد شد؛ از نوجوانیِ پررنج و کارگری‌های سخت گرفته تا حضور در میدان‌های جدی‌تر مبارزه. تجربه‌های زیسته، سختی‌ها، مسئولیت‌پذیری و روحیه ذاتی مبارزه‌اش کم‌کم از او شخصیتی ساخت که توانست در جایگاه یک فرمانده قرار بگیرد؛ فرمانده‌ای که صرفاً با درجه و عنوان تعریف نمی‌شد، بلکه با باور و هدف معنا پیدا می‌کرد.

درباره حضور در سوریه، خودش اهداف روشنی را بیان می‌کرد. نخستین و مهم‌ترین هدف، دفاع از حرم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بود؛ این محور اصلی حضورشان محسوب می‌شد. هدف دوم، شکل‌دهی به یک جبهه منسجم از شیعیان افغانستانی بود؛ گروهی مبارز که نه‌تنها در میدان حضور داشته باشند، بلکه آموزش ببینند، مهارت کسب کنند و به نیرویی سازمان‌یافته تبدیل شوند؛ نیرویی که اگر روزی در کشور خودشان یا هر نقطه دیگری نیاز باشد، بتواند مقتدرانه وارد عمل شود.

هدف سوم، افقی اعتقادی‌تر داشت؛ او باور داشت این جبهه و این آمادگی‌ها، تمرینی است برای آینده‌ای بزرگ‌تر. از نگاه او، این نیروها خود را آماده می‌کردند تا در صورت ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، در رکاب ایشان باشند. این صرفاً یک شعار نبود؛ اعتقادی جدی بود که به رفتار و تصمیم‌هایشان جهت می‌داد.

در نگاه او، حضور در سوریه فقط یک مأموریت نظامی نبود؛ یک مسیر تربیتی و اعتقادی بود برای قوی‌تر شدن، آموختن و آماده‌تر شدن نسبت به گذشته. همین پیوند میان باور، هدف و عمل است که سیر زندگی‌اش را قابل تأمل می‌کند.

*اگر بخواهید شهید توسلی را در یک جمله برای مخاطبی که او را نمی‌شناسد معرفی کنید، بر کدام وجه از شخصیت او تأکید می‌کنید؟

یکی از بخش‌های تأثیرگذار کتاب، گفت‌وگویی است که او با بَنین دارد. در آنجا می‌گوید: اگر روزی کسی پرسید علیرضا توسلی که بود، بگو عاشق این آقا بود؛ و عکس امام خمینی را نشان بده. بگو علیرضا توسلی عاشق و دنباله‌رو امام بود.

این جمله فقط یک اظهار ارادت ساده نیست؛ نوعی تعریف هویتی است. او خودش را نه با عنوان فرماندهی، نه با سابقه جهادی و نه با سختی‌هایی که پشت سر گذاشته معرفی می‌کند، بلکه با «عشق و پیروی». در واقع، خودش را سرباز امام می‌دانست؛ سربازی واقعی که در هر عرصه‌ای چه در میدان جنگ، چه در کارگری ساده، چه در زندگی شخصی تلاش می‌کرد همان مسیر را ادامه دهد.

*باتوجه به اینکه کتاب دیگری برای این شهید به اسم «خاتون و قوماندان» به چاپ رسیده است، آیا اشتراکاتی میان کتاب شما و این کتاب وجود دارد؟

این کتاب دیگری که اشاره کردید نیز اثری ارزشمند است، اما موضوع آن متفاوت است. کتاب «به جرم خمینی» به زندگی شهید سیدابوحامد توسلی می‌پردازد؛ همان همسر خانم حسینی (ام‌البنین). در حالی‌که کتاب دیگر بیشتر بر زندگی خود خانم حسینی تمرکز دارد، «به جرم خمینی» از کودکی تا شهادت ابوحامد را روایت می‌کند و بخش‌هایی از زندگی او را بازگو می‌کند که در آثار دیگر کمتر به آن پرداخته شده است.

برای نگارش این اثر، پژوهش مفصلی انجام شد؛ با بیش از شصت نفر در شهرهای مختلف ایران مصاحبه کردم و حتی برای تکمیل اطلاعات، تماس‌هایی با افغانستان داشتم. برخی اطلاعات مربوط به کودکی ایشان یا دوران طلبگی‌شان در حوالی اصفهان بسیار محدود و دشوار به دست می‌آمد. در مواردی به دلیل تفاوت لهجه، یکی از نزدیکان شهید، از جمله برادرزاده‌شان، در کنارم بود تا در فهم دقیق روایت‌ها کمک کند. حتی خانواده شهید هم از برخی جزئیات بی‌اطلاع بودند و لازم بود با جست‌وجو در اسناد و مدارک شخصی، این اطلاعات استخراج شود.

در ابتدای کار، حدود ده روز مهمان خانه خود شهید در مشهد بودم و همان‌جا اسناد، یادداشت‌ها و مدارک را بررسی کردم. علاوه بر این، چندین بار برای گفت‌وگو با همسرشان و همرزمان ایشان به مشهد سفر کردم. بخش‌هایی از زندگی پیش از ازدواج شهید توسلی، رابطه‌شان با پدر و برادرشان محمدامین، چگونگی شکل‌گیری ارتباطشان با امام خمینی، ارتباطشان با شهید عبدالعلی مزاری، حضورشان در دفاع مقدس، فعالیت‌های حوزوی، تحصیل، ورزش و بسیاری از جزئیات دیگر، حاصل همین پژوهش‌های میدانی و گفت‌وگوهای گسترده است که در این کتاب منعکس شده است.

از نظر ساختار نیز این دو کتاب تفاوت دارند. «خاتون و قوماندان» بیشتر از مقطع ازدواج به بعد روایت می‌شود و رویکردی مستندنگارانه دارد، در حالی‌که در «به جرم خمینی» تلاش کرده‌ام روایت را در قالب داستان و قصه پیش ببرم. هر دو اثر ارزش و جایگاه خود را دارند و هیچ‌کدام در تقابل با دیگری نیستند. به باور من، هرچه درباره این شهدا بیشتر نوشته شود، باز هم کم است؛ این شخصیت‌ها ظرفیت‌های فراوانی دارند و مردم باید روایت‌های متنوع و عمیق‌تری از زندگی‌شان بخوانند.

مهر نیوز mehrnews

خبرگزاری مهر (MNA) از هجدهم اسفندماه سال ۸۱ فعالیت آزمایشی خود را آغاز کرده و پس از آن در ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۸۲. متقارن با ۱۷ ربیع‌الاول، سالروز ولادت رسول گرامی اسلام (ص) به صورت آزمایشی بر روی شبکه اینترنت قرار گرفت. این خبرگزاری سوم تیرماه سال ۱۳۸۲ همزمان با روز اطلاع رسانی دینی فعالیت رسمی خود را به دو زبان فارسی و انگلیسی آغاز کرد و بخش عربی «مهر» ۱۴ دی ماه همان سال، همزمان با میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت فعالیت خود را در پیش گرفت. ۱) اداره کل اخبار داخلی: این اداره کل متشکل از «گروه‌های فرهنگ، هنر، سیاست، اقتصاد، جامعه، دین و اندیشه، حوزه و دانشگاه، دانش و فناوری، ورزش و عکس» است. ۲) اداره کل اخبار خارجی: اداره اخبار خارجی مهر در دو بخش فارسی شامل: «گروه‌های خبری آسیای شرقی و اقیانوسیه، آسیای غربی، اوراسیا، خاورمیانه و آفریقای شمالی، آفریقای مرکزی و جنوبی، اروپا، آمریکای شمالی و آمریکای لاتین و ایران در جهان» و بخش زبان‌های خارجی، شامل «عربی، انگلیسی، استانبولی، اردو و کردی» فعال است. ۳) اداره کل اخبار استان‌ها: خبرگزاری مهر با دارا بودن دفتر خبری در تمامی استان‌ها، اخبار استانی را در ۵ گروه منطقه‌ای در سطح کشور دسته بندی نموده است که شامل مناطق «شمال، شرق، غرب، جنوب و مرکز» است. ۴) اداره کل رسانه‌های نو: به منظور فعالیت مؤثر خبرگزاری مهر در فضای مجازی این اداره در بخش‌های «شبکه‌های اجتماعی، فیلم، اینفوگرافیک، رادیومهر و مجله مهر» به تولید محتوا می‌پردازد. فعالیت‌های بین المللی خبرگزاری مهر ۵ سال پس از تأسیس در سال ۲۰۰۷ به عنوان چهلمین عضو رسمی اتحادیه خبرگزاری‌های آسیا و اقیانوسیه «اوآنا» در سیزدهمین نشست عمومی این اتحادیه پذیرفته شد. بعد از برگزاری بیست و نهمین نشست کمیته اجرایی اتحادیه خبرگزاری‌های آسیا و اقیانوسیه آذر ماه سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷) در جاکارتا اعضای این گروه ضمن بررسی مصوبات اجلاس سال گذشته (۲۰۰۶) تهران، درخواست عضویت خبرگزاری مهر را نیز مورد بررسی قرار دادند و موافقت خود را با پیوستن مهر به عنوان چهلمین عضو «اوآنا» اعلام کردند. خبرگزاری مهر توانست در همین مدت کوتاه نقشی فعال در آن سازمان و عرصه بین الملل ایفا کند. خبرگزاری مهر در سال ۲۰۰۹ میزبان سی و یکمین نشست کمیته اجرایی و بیست و پنجمین کمیته فنی اوآنا در تهران بوده‌است. خبرگزاری مهر در کنفرانس‌های مهم بین‌لمللی همچون: المپیک رسانه‌ها (چین ۲۰۰۹)، نشست سران اوآنا (کره جنوبی ۲۰۱۰)، چهاردهمین مجمع عمومی "اوآنا" (استانبول ۲۰۱۰)، سی و سومین نشست کمیته اجرایی و بیست و هفتمین نشست گروه فنی خبری اوآنا (مغولستان، اولانباتور ۲۰۱۱)، جشن پنجاهمین سال تأسیس اوآنا (بانکوک، تایلند ۲۰۱۲) دومین اجلاس جهانی رسانه‌ها (مسکو ۲۰۱۲) حضور فعال داشته و میهمان ویژه سومین کنگره جهانی خبرگزاری‌ها (بوینس آیرس، آرژانتین ۲۰۱۰) بوده است. سی و هشتمین اجلاس کمیته فنی و اجرایی اوآنا (فوریه ۲۰۱۵) سی و نهمین اجلاس کمیته فنی و اجرایی اوآنا (نوامبر ۲۰۱۵) اجلاس جهانی اقتصادی قزاقستان (۲۰۱۶) اجلاس جهانی رسانه‌ای اقتصادی سن پترزبورگ، روسیه (۲۰۱۶) اجلاس رسانه‌ای جاده ابریشم چین (۲۰۱۶) اعزام خبرنگار به نمایشگاه صنعت حلال تایلند به دعوت رسمی دولت تایلند (۲۰۱۶) اعزام خبرنگار به دوره آموزشی خبرگزاری اسپوتنیک روسیه به دعوت رسمی خبرگزاری (۲۰۱۶) کنفرانس رسانه‌های اسلامی، اندونزی (۲۰۱۶) چهلمین نشست کمیته فنی و اجرایی و شانزدهمین اجلاس مجمع عمومی اوآنا، آذربایجان (نوامبر ۲۰۱۶) پنجمین کنگره جهانی خبرگزاری‌ها، آذربایجان (نوامبر ۲۰۱۶) این خبرگزاری مبتکر پرچم سازمان ۵۰ ساله خبرگزاری‌های آسیا-اقیانوسیه بوده و منتخب فعال‌ترین خبرگزاری این سازمان در سال ۲۰۱۰ بوده است. انتشارات رسانه مهر خبرگزاری مهر در سال ۱۳۹۰ مجوز انتشارات رسانه مهر را با هدف انتشار کتاب و آثار مکتوب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد. کتاب‌هایی همچون "جای پای جلال" نوشته مهدی قزلی، "حرفه‌ای " نوشته مرتضی قاضی و "واژه نامه اصطلاحات مطبوعاتی فارسی –انگلیسی" از جمله آثار انتشار یافته این مجموعه است. ارتباط با رسانه‌های جهان نظر به حضور بین‌المللی و اثرگذاری، این خبرگزاری ۶ زبانه (فارسی، عربی، انگلیسی، ترکی، اردو، کردی) به عنوان، مرجع قابل اعتمادی برای رسانه‌های معتبر دنیا تبدیل شده است. از این رو بسیاری از رسانه‌های خارجی ضمن اعلام آمادگی برای ایجاد دفاتر نمایندگی در منطقه مورد نظر برای تبادل اخبار و انعکاس وقایع مهم خبری دو کشور اقدام به امضا تفاهم نامه همکاری با خبرگزاری مهر کرده‌اند. خبرگزاری شینهوا (چین)، کیودو (ژاپن)، پی تی آی (هند)، تاس (روسیه)، اسپوتنیک (روسیه)، افه (اسپانیا)، برناما (مالزی)، پیرولی (گرجستان)، آکوپرس (رومانی)، یونهاپ (کره جنوبی)، پرنسا لاتینا (کوبا)، وی ان ای (ویتنام)، جیهان (ترکیه)، آنتارا (اندونزی)، ترند (آذربایجان)، نیوزیانا (زیمبابوه)، مونتسامه (مغولستان)، سانا (سوریه)، ای پی پی (پاکستان)، پی ان ای (فیلیپین) و آوا (افغانستان) برخی از خبرگزاری‌های طرف قرارداد با خبرگزاری مهر هستند. میثاق اخلاق حرفه‌ای خبرگزاری مهر خود را متعهد به رعایت میثاق اخلاق حرفه‌ای خبرگزاری‌ها می‌داند. با مهر به دنیا نگاه کنیم صاحب امتیاز: سازمان تبلیغات اسلامی مدیر عامل و مدیر مسئول: محمد مهدی رحمتی معاون خبر: محمدحسین معلم طاهری

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *